مصاحبه با خانم گلمیس عبدالمحمدی از نفرات برتر کنکور تجربی سال 93

      رویای بچگیتون چی بود؟ از همون اول می خواستید چی کاره شید؟

از همون اولِ اول عاشق پزشکی بودم و در دوران کودکی هم به همه می‌گفتم می‌خوام دکتر شم، حالا هم انشاا... یا پزشکی تهران قبول می‌شم یا بهشتی که بهشتی،‌ احتمالش بیشتره.

      دوران ابتدایی و راهنماییتون چطور گذشت؟ از لحاظ تحصیلی چطور بودید و چه درسی رو خیلی دوست داشتید ؟

دوره ابتدایی هم همیشه از خوبای کلاس بودم، درسم خیلی خوب بود، علاقمم به علوم و هر چی مربوط به زیست‌شناسی می‌شد خیلی زیاد بود،‌حتی تو اون سالا المپیادای زیست‌شناسی هم شرکت می‌کردم،‌ یه اولی هم تو المپیاد آزمایشگاهی زیست‌شناسی کشوری دارم.

راهنمایی‌ام رو هم تو مدرسه تیزهوشان بودم.

      پس علت اصلی موفقیت‌رو استعداد خدادادی خودتون می‌دونید؟

نه نه ، نمیگم استعداد و هوشم بی‌تأثیره‌ها،‌ من پارامتر هوشم بد نبود ولی اینجوری نبود که مثل سوپر نابغه‌ها بشینم یه جا و همه‌چیز یه هویی بیاد تو مغزم، تلاش و انگیزه خیلی مهم تر از هوشه، من خیلی تلاش کردم و از انگیزه هم پُر بودم.

      بر چه اساس و معیاری انتخاب رشته کردید؟ علاقه بود یا فاکتور های دیگه؟

من همه‌ی درسام در حد خوب بود و ریاضی هم می‌تونستم برم ولی علاقه‌ی زیادم به زیست و پزشکی منو کشوند سمت تجربی.

      برنامه ریزی تحصیلیتون به چه شکل انجام شد ؟

اول دبیرستان بود که رفتم پیش مشاور و یه برنامه واسم نوشت اما خیلی طول نکشید که با توجه به شناخت کاملی که از خودم داشتم برنامه‌ریزی‌هام رو خودم با توجه به شرایط درسام و محیط اطرافم طرح‌ریزی کردم؛ البته ناگفته نمونه که مامانم خودش مشاوره و فکر کنید که تو این برنامه‌ریزیام کمکم نکرده باشه!!!

      نقاط ضعف و قوتتون تو کدوم درسا بود؟ چطور  همه رو به یه حده خوب رسوندید؟

به غیر از عربی و  فیزیک تو همه‌ی درسا خوب بودم عربی رو حول و حوش 60 درصد می‌زدم که قابل قبول نبود واسه همین سال سوم بود که،‌ خودمو سپردم به کاربلدترین این درس،‌ آقای فیلی.

فیزیک رو اما تو امتحانای مدرسه ،‌ خوب بودم یعنی تشریحی‌ها رو خیلی خوب جواب می‌دادم ، تو تستی‌ها 50 درصد می‌زدم،‌ در واقع تو فیزیک تست زدن بلد نبودم ولی انقدر تلاشمو تو این درسا بالا بردم که آخرسر بهترین درصدهارو از همین دو تا گرفتم؛  عربی7/ 94 درصد و فیزیک هم 6/95  درصد.

      خانواده شما محیط مناسب رو براتون فراهم کرده بودند ؟ چطور؟

خانواده‌ام اگر چه خانواده‌ی پرجمعیتی بود اما از هیچ‌چیز برای من دریغ نکردند.

هر دو خواهرم که در حال تحصیل بودند،‌ به خوبی منو درک می‌کردند طوری‌که اگر مجموعه تستی رو شروع به زدن می‌کردم پاسخ‌های اون رو خواهرام تصحیح می‌کردند و از این لحاظ واسم وقت می‌خریدند.

مادر و پدرم به من اعتماد کامل داشتند اصلاً به من استرس نمی‌دادند و انتخاب کتاب و کلاس رو به‌طور کلی به خودم سپرده بودند.

مادربزرگم که پارسال فوت کرد ( خدا بیامرزتش ) با تمام وجود اعتقاد داشت که من باید پزشکی بخونم.

در کل ، خانوادم بیشترین اعتماد به نفس رو به من می دادند و می‌گفتن می‌تونی و میشه ...

      کتب کمک آموزشی رو تا چه حد موثر میدونید و در این زمینه چه پیشنهادایی واسه بچه ها دارید؟

تست،‌کتاب‌های تست خیلی خیلی مهمن از همین جا به بچه‌ها می‌گم تو انتخاب کتاب تست خیلی دقت کنن؛ من تقریباً از همه‌ی انتشارات‌ها کتاب داشتم و یه selection خوب انجام داده بودم. متأسفانه به علت تبلیغ شدن، {اسم همه‌ی کتاب‌ها رو  نمی‌تونیم بگیم :) به جز: } از اندیشه‌ی فائق مجموعه کتاب‌های زیپ و تجزیه و ترکیب عربی رو خوندم که خیلی خوب بودن تو عربی هم که عربی به زبان ساده‌ی آقای فیلی  برام همه‌چیز بود.

راستی یه خاطره از آقای فیلی یادم اومد که خودش کلی قوت قلب و انگیزه بود،‌ ایشون همیشه سر کلاساشون می‌گفتن: « خوب بچه‌ها چشماتونو ببندید، الان تو دانشگاه تهران هستید، روپوشتون رو دستتونه و دارید تو فضای دانشگاه با هم قدم می‌زنید. »

       نزدیکای کنکور استرس داشتید؟ چطوری کنترلش کردید؟

من خودم یه هفته مونده به امتحان خیلی استرس گرفتم ولی وقتی تلاشی که کرده بودم به خاطرم می‌اومد به خودم ایمان می‌آورم،‌ سر جلسه هم همینطور بود، بدون استرس،‌ تنها دغدغه‌ام هم جوادن دادن به سؤالا بود.

توصیه‌ام به بچه‌ها همینه ؛ بچه‌ها خواهشاً استرس و نگرانی الکی به خودتون راه ندید تلاش کنید، نتیجه بگیرید ...

      واسه زدن تست های هر درس‌ تو آزمون ترتیب خاصی داشتید؟

دقیقاً  به‌ترتیب دفترچه رفتم جلو. اگر تستی به نظرم سخت می‌اومد،‌ خیلی خودمو گرفتارش نمی‌کردم چون این کار تمرکز آدمو داغون می‌کنه. همون تایمی که از قبل برای هر تست تعیین شده بود،‌ لحاظ کردم. آخر هر دو تا دفترچه هم، وقت اضافه آوردم پس برگشتمو تست‌های مشکل‌داری که علامت زده بودم رو حل می‌کردم.

با این که امسال اختصاصی‌ها خیلی سخت بود. تو اون دفترچه هم وقت اضافه آوردم و برگشتم یه چندتایی از علامت دارها رو زدم.

      می خوام سه تا از عاملای اصلی موفقیتتون رو در این آزمون به بچه ها بگید :

 انگیزه،‌ محیط اطراف و تلاش.

       توصیه‌های پایانی:

 بچه‌ها انتخابِ دوست تو این دوران خیلی مهمه، به گفته‌ی دبیرامون ،کلاس ما تو فرزانگان بهترین کلاس (از لحاظ علمی) تاریخ فرزانگان بود؛  خوب این خودش می‌تونست باعث رقابت ناسالم ، حسادت ، دلخوری و از این‌جور حرفا شه ولی خدا رو شکر ما بچه‌های کلاس خیلی با هم خوب بودیم ، مشکلای همو تو درسا حل می‌کردیم حتی بعضی روزا دور هم می‌شستیم  و با هم رفع اشکال می‌کردیم همه هم خدا رو شکر رتبه‌هامون خوب شد؛ همینجا از همشون تشکر می‌کنم.

بچه ها از حاشیه دور باشید،‌ هر کاااااااری کنید که یه تست بیشتر بزنید، اصلاً‌ استرس به خودتون راه ندید، تواناییتون رو کمتر از نصف می‌کند.

اگه تستی رو بلد نیستید، ولش کنید که بقیه تست‌ها رو قربانی اون یه دونه نکنید. رو برنامه ‌درس بخونید.

در آخر اصلاً به خودتون شک نکنید شما هم یکی از خوبایید ...

 

 

 

امروز صبح مطلع شدیم خانم گلمیس عبدالحمدی،‌ پزشکی دانشگاه‌ شهید بهشتی تهران قبول شدن .

آرزو می‌کنیم همیشه‌ی همیشه موفق باشن هر چند از این بابت مطمئنیم.